اول از همه میخوام بگم که این اولین (تکرار می کنم اولین) شعریست که من در این قالب گفته ام! پس هم حق دارید بخندید و هم نه ! لطفا نخندید ٬هنوز درست با این قالب آشنا نیستم ٬فقط خواستم فکر نکنید که وزن و از این حرفها رو اصلا بلد نیستم٬ من هنوز آن به اصطلاح پسا را بیشتر دوست دارم ٬اما...به هر حال ببخشید منتظر نقدهای صمیمانه ی تان هستم
اللهم کن لولیک...
تا سامرای عشق تو پابرهنه می دوم
برطبل انتظـار محـــکم و عاشقانه می زنم
ای مدینــه چشــم انـتظار نگاه تو!
در اشتیاق آمدنت،جمعه ها بی بال می پرم
* * * *
صدای دعایم به عرش خواهد رسید
صدای گریه های بی صدایم به عرش خواهد رسید
پشت تمامی کــتاب هایم نوشته ام
می دانـم که آن جمــعه آخر فرا خواهد رسید
* * * *
خواهـــی نخواهی اشکـــت روانه می شود
با ندبــه خواندنت ،بغضت اضـــافه می شود
کاری نمی توان کرد،«اینست رسم روزگار»
پروانه در طواف شمع ،جانش گرفته می شود
* * * *
ای که نفس مسیحایت عالم گرفته است
ای کـه در نبودنت،جانم آتش گرفته است
و ای که جهانی در انــتظار توســـت
با نبودنت،ای امام عصر،غروبهای جمعه غم گرفته است
* * * *از مدینه،صدای "اناالمهدی" به گوش خواهد رسید
نور خورشید پشت ابر به تمام عالم خواهد رسید
ای اهــــــــل عــالــم ! این امــام مـــــا
مــــهدی فاطــمه ،روزی آخر،خواهد رسید
( شعر هفت روزه -متولد جمعه ی پیش- ا.ح )
با زهم تکرار می کنم ٬این اولین شعر من در این قالب بود ٬و اصلا کلا قالب سنتی دار بود ٬من منتظر نقدهای صمیمانه ی تان هستم!