(تمام_____ . )
روی قبرم بنویسید که یک آدم بود،
روی قبرم بنویسد یک شاعر بود ،بنویسید که او عاشق بود،
روی قبرم با زرد بنویسید تمام_____ .
× × × ×
پشت قبرم گلدانی بی گل،
جای عکسم آینه بگذارید،
هر رهگذری خواهد فهمید آخر روزی،
جای او هم،این جا خواهد بود
× × × ×
و بگویید که یک عاشق بود،
شوری بی پایان داشت ،
و بگویید که او شعری بود ،
یک شعر که مفهوم نداشت
× × × ×
و بدانید که مرگ ،خود یک آغاز است
مرگ ،آغاز تمام،
مرگ ،پایان شروع،
مرگ ،تنها ،مرگ است.
× × × ×
گفته بودم ،بازهم می گویم ،
من تنها بودم،
و بفهمید ،مرگِ تنها درد نیست،
مرگِ تنها زجر است.
× × × ×
مجلس ختمی ،سالگردی ،صلواتی ،چیزی ،فاتحه ای ،
و تمام!
حالا دیگر کاملاً خاطره ام،
محو خواهم شد ،خواهید فهمید،
دو سه سالی که گذشت...
× × × ×
مرگ ،چیز عجیبی نیست ،هست؟
مرگ ،چیز قشنگی نیست ،هست؟
مرگ یک تجربه است؟
مرگ ،پایان کبوتر نیست ،هست؟
× × × ×
یادتان باشد ،غسلم بدهید ،اما بی آب،
و مرا با دفتر شعرم به خاک بسپارید،
...خدا می داند ،که چه خواهد شد ،آخر...
× × × ×
روی قبرم با زرد بنویسد تمام_____ .
بنوسید که یک عاشق...
یادتان باشد غسلم...
و مرا با دفتر شعرم...
و خدا می داند...
شعر ،متولد دیشب ،ساعت دوازده و سی دقیقه ،ا.ح
تمام_____ .